یک بوسه از لب تو که ارسال می شود
پلکم عزیز یک سره بی حال می شود آتش زبانه می کشد امشب درون من آتشفشان عشق تو فعال می شود من را که عاشقانه به آغوش می کشی گیست به روی شانه ی من شال می شود آنقدر سیب سرخ تو شیرین و محشر است یک باغ ٬ پیش سرخی او کال می شود! خود را برای لحظه ای از من جدا مکن یک لحظه هم بدون تو صد سال می شود صهبا ۱بامداد ۲۳/۱/۸۷
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 16:29 توسط
|

در پیش چشم سبز تو حالی به حالیم چندیست محو آب و هوایی شمالیم در کوچه ی دل تو قدم می زند دلم عزلت نشین میکده ی آن حوالی ام قلبم ورق ورق شدو با حکم٬ دل زدیم بازنده ی قمار به حکمی خیالیم من را چه کودکانه به بازی گرفته ای من در قمار زندگیم دست خالیم *** سبز و سفید چشم تو ترکیب محشریست در پیش چشم سبز تو حالی به حالیم صهبا ۵ بعد از ظهر ۶/۱۲/۱۳۸۶
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 18:57 توسط
|
