سلام دوستان ببخشید که دیر به دیر به روز می شیم .اما همونطور که مرحوم قیصر می گه "گاهی خیلی زود دیر میشود " خدا کنه این دفه هم زود دیر شده با شه تا ما شرمنده ی شما نشده باشیم زندگی دانشجویی اونم تو دیار غریب این مشکلاتم داره . آدم دیر به روز میشه! امروز با یه غزل به روز می کنم که تاریخ تولدش بر می گرده به 25/10/85 ساعت 10 شب. نظر یادتون نره ه ه ه ! دیگر نگاهِ سبزِ تو جاری نمی شود آیینه خود به خود که غباری نمی شود! با یک نسیمِ کوچکِ چشمانِ سبز تو پاییزِ چشمِ من ٬ که بهاری نمی شود! از پشتِ میله ی قفسِ بی کسی دلم دیگر اسیر چشم قناری نمی شود روز رهایی آمد و افسوس ! مرغ دل بالش شکسته و متواری نمی شود "زندانِ یوسفِ دل من " چشم های توست یوسف از این بهشت ٬ فراری نمی شود ... حرفِ دلم ٬ خلاصه شده در لبان تو فهمیدم از نگاهِ تو آری...! نمی شود* صهبا *بیت آخر تضمینی بود از دوست عزیزم سید علیرضا تقوی.
+
نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 17:33 توسط
|
